السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
55
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
كه بعد از صدق عيلوله شرط نباشد كه از عين مال أو يا قيمت آن صرف نفقه كنند پس اگر زوج مثلا نفقه سال زوجه را بدست أو دهد وزوجه از مال ديگر صرف خود كند فطره زن بر شوهر واجب است وهم چنين غير زوجه از عيالات أو ( مسألة 15 ) اگر كسى مال بديگرى تمليك كند بهبه يا صلح با هديه وانمال را صرف نفقه خود كند زكاة أو بر دهنده واجب نيست زيرا كه بمحض تمليك مصارف از عيالات أو محسوب نيست بلى اگر عرفا عيال أو محسوب شود واو مالي بان ببخشد كه صرف نفقه اش كند ظاهرا فطره اش بر أو واجب باشد ( مسألة 16 ) اگر كسى را أجير كند ودر ضمن العقد شرط كنند كه نفقه أجير را بدهد دور نيست كه فطره أجير بر مستأجر واجب باشد بلى اگر شرط كنند كه بمقدار نفقه باو دهد واو پولى بأجير بدهد براي نفقه خود فطره اش بر أو واجب نيست ودر وجوب مناط بر صدق عيلوله است ( مسألة 17 ) اگر كسى بدون وعده خواهى بر ديگرى وارد شود وبدون رضاى أو ميهمانش شود تا مدتي يا فطره اش بر أو واجب است يا نه اشكال است وهم چنين اگر نفقه كسى را بجبر واكراه ديگرى بدهد واگر كسى را بظلم بفرستد در خانه ديگرى كه چيزى از أو بگيرد وانكس جبرا مدتي در خانه أو بماند ولابد باشد كه خوراك أو را بدهد ظاهرا فطره اش بر أو نباشد زيرا كه نه عيال بر اوصادق است نه ميهمان ( مسألة 18 ) اگر كسى پيش از غروب شب عيد بميرد فطره بر أو نيست كه از تركه اش بدهند بخلاف آنكه بعد از غروب بميرد كه بايد فطره أو وفطره عيالاتش را از تركه بدهند واگر قرض داشته باشد وتركه أو وافى بقرض وفطره هر دو نباشد تركه را بين ديان ومستحقين بالنسبة قسمت كنند ( مسألة 19 ) قطره مطلقه رجعيه بر شوهر است بخلاف بائته مگر در صورتيكه حامل باشد كه نفقه بر شوهر است ( مسألة 20 ) اگر كسى از عيالات خود غايب باشد يا عيلات از اوغايب باشند وشك كند در حيوة آنها بمقتضاى استصحاب حيوة فطره آنها را بايد بدهد ( فصل سيم ) در جنس فطره ومقدار آن است وضابط در جنس قوت غالب نوع مردم است وآن گندم وجو وخرما ومويز وبرنج وكشك وشير وزرت ونحوانها است وأحوط اقتصار بر چهار أول است هر چند أقوى كفايت هر كدام است بلكه كفايت مىكند دادن أرد يا نان يا ماش يا عدس بلى أفضل دادن خرماست بعد از آن أفضل مويز بعد از آن قوت غالب است واينها در صورتي است كه براي فقير چيزهاى ديگر اصلح وانفع نباشد ولكن أولى وأحوط آن است كه چيز ديگر را بعنوان قيمت آنها دهد ( مسألة 1 )